بررسی و نقد دیدگاه وهابیان در مورد خداوند (فصل دوم )
فصل دوّم :
رؤیت
انشاء الله چند روز دیگه ادامه می دم ......
18-5-87 ادامه بحث :
از جمله مسائلی که از روزگاران کهن نزد متکلّمان مورد بحث بوده و اختلاف شدیدی در آن واقع شده ، رویت خداوند متعال است . { حذف شد}
معتزله و شیعهء امامیه معتقدند : خداوند متعال د ردنیا و آ خرت به چشم سر ادراک نمی شود ، ولی با قلب و دل و به چشنم یقین رؤیت می گردد .و این عالی ترین مراتب ایمان است که به ((عین الیقین )) و شهود قلبی تعبیر می شود .
لکن وهابیان و حنبلیان به طور عموم ، و تابعین مذهب اشعری از حنفیّه و مالکیّه و شافعیّه { با این حساب همه اهل سنت بجز معتزله } معتقدند که خداوند متعال در دنیا یا در آخرت دیده می شود .
کلام معتقدان به رویت خداوند :
ابن قیّم جوزیه می گوید : (( قرآن وسنت متواتر و اجماع صحابه و ائمه اسلام و اهل حدیث و ... بر این عقیده اند که خداوند متعال در روز قیامت با چشم سر به طور عیان رویت می شود؛ همان گونه که ماه شب چهارده و خورشید هنگام ظهر را می توان دید )) . *
البانی در فتاوای خود می گوید: (( ما اهل سنت بر این باوریم که از جمله نعمتهای خداوند بر بندگانش آن است که در روز قیامت ، برای بندگانش تجلّی می کند و او را خواهند دید ؛ همان گونه که ماه را در شب چهارده می بینیم )) . *
همچنین البانی در تعلیقهء خود بر کتاب العقیدة الطحاویة * از برخی مشبهه { } نقل کرده و در تایید می گوید: )) کسی که معتقد به رؤیت خداوند باشد ، ولی نه در جهت خاص ، باید به عقل خود مراجعه کند )) یعنی مشکلی در عقل خود دارد .
عبد العزیز بن باز مفتی آل سعود در عصر خود می گوید : (( کسی که منکر رؤیت خداوند متعال در آخرت است ، پشت سرش نمی توان نماز گذارد و او نزد اهل سنت و جماعت ، کافر است )) . *
بررسی دلایل قائلین به رؤیت
کسانی که معتقد به رؤیت خداوند به دیدگان هستند به دلایلی از آیات و روایات تمسک کرده اند که در ادامه ضمن بیان دلایل به پاسخ گویی می پردازیم :
دلیل اول :
خداوند متعال می فرماید :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ (٢٢)إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ (٢٣)وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ (٢٤)تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ (٢٥) *
( آن روز رخسار طایفه ای از شادی بر افروخته و نورانی است . به سوی پروردگارشان نگاه می کنند . و رخسار گروهی در آن روز عبوس و غمگین است . می دانند که حادثه ناگواری در پیش است که پشت آنها را می شکند ) . گفته شده که این آیه دلالت بر رؤیت خداوند در روز قیامت از ناحیه عده ای دارد .
پاسخ :
البته شکی نیست که نظر در لغت به معنای رؤیت و دیدن است ولی جمله إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ در مقابل تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ آمده است و لذا به قرینه مقابله در معنای لغوی آن به کار نمی رود بلکه معنای کنایی ان اراده می شود که همان انتظار رحمت است زیرا جمله مقابل به این معناست : (( می دانند حادثه ناگواری در پیش است .. )) در این مورد انتظار حادثهء ناگوار است و در مورد ((نظر )) نیز انتظار رحمت است .
قاضی عبدالجبار معتزلی می گوید : (( از جماعتی از مفسّرین رسیده که این آیه حمل بر انتظار(دیدن) می شود همان گونه که در احادیث نیز وارد شده است . ابو حاتم رازی به سند خود از مجاهد در تفسیر آیه شریفه وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ نقل می کند که فرمود : (( یعنی دیدگان با بشاشت و خوشرویی منتظر ثوابند)) و همین تفسیر از ابن عباس نیز نقل شده است ... )) آن گاه قاضی عبدالجبار می گوید : با این روایات صحّت گفتارما ثابت میشود که مراد از نظر در آیه مذکور ((انتظار )) است . *
دلیل دوم :
آیات فراوانی دلالت دارد بر این که مؤمنین به لقای پروردگار نائل می شوند و معلوم است که ملاقات مستلزم رؤیت است . خداوند متعال می فرماید :
... فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا (١١٠) *
(هر کس به لقای او امیدوار است باید ، بايد كار شايسته انجام دهد و هرگز در پرستش خدا احدی را با او شریک نگرداند ) گفته شده که مقصود از ملاقات در این آیه دیدن به چشم است .
پاسخ :
خداوند متعال در رابطه با منافقین نیز از کلمه (( لقاء الله )) استفاده کرده است آنجا که می فرماید :
فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ (٧٧) *
( در نتیجه این تکذیب ، خدا هم دل آنها را ظلمتکدهء نفاق گردانید تا روزی که به لقای او برسند ) و می دانیم که هرگز منافقین خداوند را نخواهند دید . پس در این آیه لقا به معنای لقای مرگ و حساب و انواع عذاب آمده است . قاضی عبدالجبار می گوید : (( هرگز لقا به معنای رؤیت نیست و لذا یکی از آن دو به جای دیگری استعمال نمی شود . شخص نابینا صحیح است که بگوید : به ملاقات فلان شخص رفتم ولی صحیح نیست که بگوید : فلان شخص را دیدم ... پس لقا در آیه را باید حمل بر معنایی کرد که با حکم عقل سازگاری داشته باشد ... )) . * پس ملاقات مستلزم رؤیت نیست .
دلیل سوم :
خداوند متعال می فرماید :
كَلا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ (١٥) *
(چنین نیست همانا ایشان (کفار ) در آن روز از پروردگارشان محجوب و محرومند ) فخر رازی می گوید : (( اصحاب ما به این آیه تمسک کرده اند بر این که مؤمنین خداوند سبحان را خواهند دید وگرنه اختصاص آیه به کفار بی فایده است )) . {یعنی اگر هیچ کس نتواند خدا را ببیند تاکید کردن آیه بر ندیدن خداوند توسط کافران بی معنی است }
پاسخ :
استدلال به این آیه مبتنی بر آن است که معنای آیه این باشد که : کفار از دیدن خدا محرومند . در حالی که در آیه لفظ رؤیت به کار نرفته است لذا ظاهر معنا این است که کفار از رحمت خدا محرومند .
دلیل چهارم :
بنا بر نقل بخاری ، پیامبر فرمود : (( ... همانا شما خدا را در روز قیامت خواهید دید ... )) . *
و نیز از جریر نقل می کند که پیامبر در حالی که ماه را نظاره می کرد فرمود : (( شما پروردگارتان را خواهید دید همان گونه که این ماه را می بینید ... ))) *
پاسخ :
1- اینها خبر واحدند و مفید علم نیستند و لذا در اعتقادات ارزشی ندارند { من که متوجه نشدم چی شد اگه کسی اطلاع بهتری داره لطفا ما رو هم محروم نکنه }
2- این گونه احادیث ، مخالف با آیات قرآن و حدیث است و لذا اعتباری ندارد . { توضیح بیشتر }
3- سند حدیث دوم به جهت وجود قیس بن ابی حازم ، ضعیف است زیرا عبدالله بن یحیی بن سعید می گوید : او احادیث منکر را نقل می کند و یعقوب دوسی می گوید : (( اصحاب ما در حق او سخنها گفته اند و عده ای او را مورد حمله قرار داده اند ... )) .
ادلهء امامیه و معتزله در نفی رؤیت
معتزله و شیعه امامیه که معتقد به نفی رؤیت به دیدهء ظاهری (با چشم ) هستند به چند دلیل عقای و نقلی از قرآن وحدیث استناد کرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم :
الف ) دلیل عقلی
دیدن با چشم امکان ندارد مگر آنکه شیء مرئی ،در جهت و مکان خاصی مقابل بیننده قرار گیرد و حال آنکه این مساله در مورد خداوند متعال محال است * { توضیحات کاملتر تقدیم خواهد شد }
ب ) دلیل نقلی قرآنی
1- خداوند می فرماید : لا تُدْرِكُهُ الأبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ *
لا تُدْرِكُهُ الأبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ (١٠٣) *
(چشمها او را مشاهده نمی کنند و او بینندگان را مشاهده می کند و او لطیف و آگاه به همه چیز است )
قاظی عبدالجبار معتزلی در شرح این آیه می گوید : (( هنگامی که ادراک با بینایی همراه شود ، به معنای دیدن است که در این آیه خداوند آن را نسبت به خودش نفی کرده است )) .
2- خداوند می فرماید :
... وَلا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا (١١٠) *
(هیچ کس به او (خدا) احاطه علمی ندارد ) روشن است که رؤیت نوعی احاطه علمی از بشر به خداوند متعال است که خداوند آن را از خودش نفی می کند .{ هر چند در عدم احاطه علمی بشر به خداوند با مولف هم عقیده ام اما به نظرم این استدلال در مورد نفی مشاهده خداوند چندان قوی نیست }
3- خداوند می فرماید :
وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ (١٤٣) *
( و چون موسی در وقت معین به وعده گاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن گفت : موسی ( به تقاضای قوم خود ) عرض کرد : خدایا خودت را بر من بنمایان که تو را ببینم ؛ خداوند در پاسخ فرمود : هرگز مرا نخواهی دید و لکن به کوه بنگر ، اگر کوه توانست در جای خود برقرار ماند پس تونیز مرا خواهی دید .پش آنگاه که نور خدا بر کوه جلوه کرد ، کوه را متلاشی ساخت و موسی بی هوش افتاد ، سپس که به هوش آمد ، عرض کرد : خدایا تو منزه و برتری ، به درگاهت توبه کردم و من اولین کسی باشم که ایمان آوردم . ))
در این آیه از چند جهت می توان بر نفی رؤیت استفاده کرد :
اول : جواب خداوند به نفی موبّد لَنْ تَرَانِي (هرگز مرا نخواهی دید)
تعلیق امکان رؤیت بر امر محال وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ( و لکن به کوه بنگر ، اگر کوه توانست در جای خود برقرار ماند پس تونیز مرا خواهی دید ) و البته در ادامه گفته شده که نتیجه تجلی خداوند بر کوه ، متلاشی شدن کوه بوده است .
دوم : تنزیه حضرت موسی (ع) بعد از به هوش آمدن قال سبحانک ( موسی گفت خدایا تو منزه و برتری ) واضح است که این منزه دانستن ، جز در مورد دیدن خداوند نمی تواند باشد
سوم : توبه حضرت موسی (ع) از جانب هفتاد نفر تُبْتُ إِلَيْكَ ( به درگاهت توبه کردم )
ه واضح است که این منزه دانستن و توبه، جز در مورد دیدن خداوند نمی تواند باشد همچون مورد قبلی اینبار هم توبه حضرت موسی (ع)، جز در مورد دیدن خداوند نمی تواند باشد .
ج) دلیل نقلی روایی
1- مسلم از عایشه نقل کرده است : (ع) هر کس گمان کند که محمّد پروردگارش را دیده ، بر خداوند نسبت ناروا داده است )) . *
2- نسایی از ابوذر نقل کرده است : (( پیامبر (ص) خداوند را با قلبش ، نه با دیدگانش مشاهده نموده است )) . *
3- طبری در تفسیرش از ابن عباس در تفسیر آیه : سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ * نقل می کند که معنای آیه این گونه است : (ع) من اولین کسی هستم که ایمان می آورم به این که هیچ کس از مخلوقات او را نخواهد دید )) .*
4- ابن ماجه نیز روایتی را از پیامبر (ص) در مورد سوال از میّت نقل می کند که در آن آمده است : میت به جهت این پاسخ که خداوند دیده نمی شود ، پاداش نیکی به وی داده می شود * { احتمالا اینطور درست است : به جهت این پاسخ که خداوند دیده نمی شود ، به میّت پاداش نیکی داده می شود }
5- امام علی (ع) در توصیف خداوند متعال می فرماید: (( ستایش مخصوص خداوندی است که ... دیدگان او را نبینند و پوشش ها او را مستور نسازند )) . *
6- ذعلب یمانی از امام علی (ع) سوال کرد : ای علی ایا پروردگارت را دیده ای ؟ حضرت فرمود آیا چیزی را که نمی بینم عبادت کنم ؟ ذعلب پرسید چگونه او را دیده ای ؟ حضرت فرمود : دیدگان به مشاهده عیان او را نبینند ، بلکه قلبها به حقیقتِ ایمان او را ادراک کنند ... )) . *
7
تصریح ائمه اهل بیت (ع) به امکان رؤیت قلبی
{ توجه کنید که امامان شیعه به هر حال در نگاه اهل سنت منصف نیز دست کم عالم دینی و محدث مورد وثوق محسوب می شوند تا آنجا که بر خی از بزرگان مذاهب چهار گانه از شاگردان ایشان بوده اند }
از مجموعه کلمات اهل بیت (ع) استفاده می شود که آنچه محال است رؤیت به دیده است ولی رؤیت قلبی ( که ار آن به شهود باطن تعبیر می شود ) برای مومنین امکان دارد .
1- اسماعیل بن فضل می گوید : از امام صادق (ع) پرسیدم که آیا خداوند در روز رستاخیز دیده می شود؟ حضرت فرمود : (ع) منزه است خداوند و بسیار دور است از این امر ، ای پسر فضل دیدگان تنها اشیایی را می بینند که رنگ و کیفیت داشته باشند در حالی که اخداوند خالق رنگها و کیفیت است )) . *
2- امام صادق (ع) می فرماید: (( روزی پیامبر بر شخصی گذر نمود که دیدگانش را به آسمان دوخته و دعا می کند ، فرمود : چشمانت را ببند زیرا او را نخواهی دید )) . *
3- محمد بن فضیل می گوید : ارز امام رضا (ع) سوال نمودم : آیا رسول خدا پروردگارش را دیده است ؟ حضرت فرمود : (ع) به قلبش دیده است ، آیا نشنیده ای قول خداوند عزّ و جلّ را که فرمود : ما کذب الفواد ما اری (( او را به چشم سر ندید و لکن او را با قلب خود مشاهده نمود )) . *
4- امام صادق (ع) در جواب شخصی که از امکان رؤیت خداوند در روز قیامت پرسیده بود فرمود : (( هرگز رؤیت با قلب همچون رؤیت با چشم نخواهد بود ، منزه است خداوند از آنچه تشبیه کنندگان و ملحدان او را توصیف می کنند )) . *
5- مردی از خوارج بر امام باقر وارد شد و عرض کرد : ای ابا جعفر ! چه چیزی را عبادت می کنی ؟ حضرت فرمود : (( خدا را )) آن مرد باز سوال کرد : آیا او را دیده ای ؟ حضرت فرمود : (( چشمها با مشاهده بینایی او را نخواهند دید ولی قلبها با حقیقت ایمان او را خواهند یافت )) . *
6- یقوب ابن اسحاق می گوید : به ابا محمد (ع) { امام جعفر صادق} نامه ای نوشته از او سوال نمودم :بنده چگونه پروردگار خود را غبادت می کند ، در حالی که او را نمی بیند ؟ حضرت در پاسخ نوشت : (( ای ابا یوسف ! آقا و مولا و نعمت دهندهء بر من و پدرانم بزرگ تر است از آن که به چشم دیده شود )) سوال کردم آیا رسول خدا (ص) پروردگارش را دیده است ؟ حضرت در پاسخ نوشت : (( خداوند تبارک و تعالی از نور عظمتش آنچه دوست داشت به رسولش از راه قلب نشان داد )) . *
علامه طباطبایی می گوید : (( خداوند .متعال در کلام خود گونه ای از رؤیت ومشاهده را ثابت می کند که غیر از رؤیت بصری حسی است و آن نوعی شعور باطنی در انسان است که بدون بکار بردن ابزار حسی یا فکری می توان به آن دسترسی پیدا کرد و در پرتو آن نوعی معرفت به خداون پیدا می شود که با معرفت فکری فرق دارد این معرفت همان وجدان و شهود باطنی است که هیچ نوع حجابی با آن نمیباشد و هرگز انسان را از او غافل نکرده و به دیگری مشغول نمی سازد وهمین معنا مراد از لقای الهی است که در روز قیامت برای صالحین از بندگان فراهم خواهد شد ... )) . *
کلام برخی از علمای عامه در ردّ امکان رؤیت
همانند شیعه امامیه برخی از علمای عامه نیز قائل به عدم رؤیت حضرت حق سبحانه و تعالی به دیدهء چشم شده اند . اینک به عبارات برخی از آنها اشاره می کنیم :
1- ثعالبی در تفسیر آیه شریفه و لقد رآه نزلة اُخری. عند سدرة المنتهی می گوید : (( از عایشه و جمهور اهل سنت نقل شده که ضمیر در در (( راه )) به جبرئیل باز می گردد نه پیامبر )) * نتیجه این که پیامبر خدا را ندیده است .
2- شاطبی می گوید : (( صحابه منکر رؤیت خداوند متعال بوده اند )) . *
3- ذهبی در شرح حال ابو عبدالله بخاری می گوید : (( او عالم اهل بخارا و شیخ آنان و فقیهی با ورع و زاهد بود و هر کسی را که قائل به خلق قرآن و احادیث رؤیت و نزول خدا از آسمان بود تکفیر می نمود )) . *